کد خبر 1808465
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
خانه‌ای که کلاس درس شد

وقتی جنگ شد و مدرسه‌ها تعطیل، خانم معلم در خانه‌اش را به روی بچه‌ها باز کرد و نگذاشت جنگ، آموزش را هم تعطیل کند.

به گزارش مشرق، سکوت در راهروهای مدرسه سنگینی می‌کند، اما چند کوچه آن‌سوتر، خانه‌ای هست که هر صبح صدای مشق خواندن از آن بلند می‌شود.

اینجا منزل طیبه امیری است؛ معلمی که پس از تعطیلی اجباری مدارس، آستین بالا زد و مبلمان خانه‌اش را به ردیف‌های منظم صندلی و نیمکت تبدیل کرد.

با شروع جنگ رمضان و تعطیلی مدارس طیبه امیری تصمیم گرفت به‌جای بستن پروندهٔ آموزش، در خانه‌اش را باز کند.

حالا خانهٔ او به کلاسی واقعی تبدیل شده؛ با تخته، گچ و بچه‌هایی که جنگ، آنها را از نیمکت‌های مدرسه جدا کرده بود.

اینجا آموزش زنده است

دیوارهای این خانه حالا به تخته‌ای بزرگ گره‌خورده‌اند و فرش زیر پای بچه‌ها، حیاط‌خلوت یک مدرسهٔ امن را تداعی می‌کند. امیری می‌گوید: «تا وقتی این بچه‌ها می‌آموزند، قوی هستند. قرار نیست جنگ، قلم را از دستشان بگیرد.»

اینجا، صداهای آشنا هست؛ صدای ورق‌خوردن کتاب، صدای گچ روی تخته و صدای جمع‌خوانی بچه‌ها. این صداها در دل سکوت سنگین این روزها، خودش یک پیام روشن است: آموزش زنده است.

خانه‌ای که کلاس درس شد

رسالتی که تعطیل نمی‌شود

در روزهایی که بسیاری از زیرساخت‌های زندگی عادی از کارافتاده‌اند، کار طیبه امیری فراتر از یک اقدام داوطلبانه است؛ او دارد ثابت می‌کند که معلمی، پیش و بیش از آنکه یک شغل باشد، یک رسالت است؛ کاری مشابه روشن نگه‌داشتن چراغی در میانهٔ طوفان.

نام «طیبه امیری» حالا در دفتر خاطرات شاگردانش، با واژهٔ «امید» گره‌خورده است. او درست در گرماگرم التهابی که کودکان را از حق طبیعی‌شان یعنی آموزش محروم کرده، ایستاده و با هر جلسه تدریس، فردایی را می‌سازد که هیچ بمبی قدرت ویران کردنش را ندارد.

درس‌هایی فراتر از کتاب

در کلاس درس طیبه امیری، برنامهٔ آموزشی تنها به ریاضی و فارسی خلاصه نمی‌شود. او در لابه‌لای تدریس، از شجاعت حرف می‌زند، از ایستادن در برابر ناامیدی، از ساختن فردایی که جنگ ویرانش کرده است. برای دانش‌آموزانی که هر روز با صدای انفجار از خواب می‌پرند، این واژه‌ها به‌اندازهٔ نفس‌کشیدن حیاتی است.

شاگردان او مداد را محکم‌تر از همیشه در دست می‌گیرند؛ انگار هر خطی که می‌نویسند، دیواری است برای بازسازی همان مدرسه‌ای که تعطیل شد. در نگاهشان دیگر خبری از ترس نیست، چون معلمشان روبه‌رویشان ایستاده، استوار و مصمم.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس